تبلیغات
گاه نوشته های مریم و مهدی در حال بازیابی...
داستان عشق | عشقولانه ,

چند روز پیش بخشی از موسیقی بدون کلام فیلم داستان عشق رو به عنوان آهنگ زمینه وبلاگمون گذاشتم.

امروز داشتم ترانشو با خودم زمزمه میکردم و گفتم شاید بد نباشه متن این ترانه رو هم بذارم چون خیلی قشنگه (من که خیلی دوستش دارم)

Where do I begin to tell the story of how great a love can be, the sweet love story that is older than the sea, the simple truth about the love she brings to me? Where do I start?

With her first 'Hello!' she gave a meaning to this empty world of mine. There'd never be another love, another time! She came into my life and made the living fine.

She fills my heart! She fills my heart with very special things, with angel songs, with wild imaginings. She fills my soul with so much love that anywhere, I go, I'm never lonely. With her along, who could be lonely? I reach for her hand... it's always there.

How long does it last? Can love be measured by the hours of a day? I have no answers now but this much I can say: I know I'll need her till the stars all burn away. And she'll be there.

به محض اینکه لینکی برای گوش دادن اصل آهنگ پیدا کردم میذارم (امان از کپی رایت!)


نوشته شده توسط مریم و مهدی در یکشنبه 10 تیر 1386 و ساعت 04:07 ق.ظ
سلام | عمومی ,
صبا به تهنیت پیر می فروش آمد که موسم طرب و عیش و ناز و نوش آمد
هوا مسیح نفس گشت و باد نافه گشای درخت سبز شد و مرغ در خروش آمد
تنور لاله چنان برفروخت باد بهار که غنچه غرق عرق گشت و گل به جوش آمد
به گوش هوش نیوش از من و به عشرت کوش که این سخن سحر از هاتفم به گوش آمد
ز فکر تفرقه بازآی تا شوی مجموع به حکم آن که چو شد اهرمن سروش آمد
ز مرغ صبح ندانم که سوسن آزاد چه گوش کرد که با ده زبان خموش آمد
چه جای صحبت نامحرم است مجلس انس سر پیاله بپوشان که خرقه پوش آمد
ز خانقاه به میخانه می‌رود حافظ مگر ز مستی زهد ریا به هوش آمد

سلام

این اولین مطلب وبلاگ ما هست. دیدیم بهتره اولین برگ این دفتر با تفالی به دیوان حافظ شیرازی رنگین بشه! و الحق هم که گلباران شد.

به امید آینده ای روشن...

مریم و مهدی


نوشته شده توسط مریم و مهدی در شنبه 9 تیر 1386 و ساعت 10:06 ق.ظ
حرف بزن | عمومی ,

بعضی وقتها چیزی توی ذهن آدمه ولی هرکاری میکنه تراوش نمیکنه.

و خوب در اینجور مواقع شعر میتونه به کمک بیاد.

این شعر قشنگ علی بهمنی خیلی قشنگ حسی که من توش قرار دارم رو توصیف میکنه.

اینو تقدیم میکنم به معشوقم که منشا احساسات پاک و قشنگه:

با همه بی سرو سامانیم

با ز به‌ دنبال پریشانیم

طاقت فرسودگی ام هیچ نیست

در پی ویران شدنی آنیم

آمده ام تا که نگاهم کنی

عاشق آن لحظه‌ی طوفانیم

دلخوش گرمای کسی نیستم

آمده ام تا تو بسوزانیم

آمده ام با عطش سال ها

تا تو کمی عشق بنوشانیم

خوب ترین حادثه می دانمت

خوب ترین حادثه می دانیم

حرف بزن، ابر مرا بازکن

دیرزمانی است که بارانیم

حرف بزن، حرف بزن، سال هاست

تشنه‌ی یک صحبت طولانیم


نوشته شده توسط مریم و مهدی در شنبه 9 تیر 1386 و ساعت 10:06 ق.ظ
ما را سریست با تو ... | عمومی ,

بگذار تا مقابل روی تو بگذریم                         دزدیده در شمایل خوب تو بنگریم 
شوقست در جدایی و جورست در نظر             هم جور به که طاقت شوقت نیاوریم 
روی ار به روی ما نکنی حکم از آن توست        بازآ که روی در قدمانت بگستریم 
ما را سریست با تو که گر خلق روزگار             دشمن شوند و سر برود هم بر آن سریم 
گفتی ز خاک بیشترند اهل عشق من            از خاک بیشتر نه که از خاک کمتریم 
ما با توایم و با تو نه‌ایم اینت بلعجب               در حلقه‌ایم با تو و چون حلقه بر دریم 
نه بوی مهر می‌شنویم از تو ای عجب            نه روی آن که مهر دگر کس بپروریم 
از دشمنان برند شکایت به دوستان              چون دوست دشمنست شکایت کجا بریم 
ما خود نمی‌رویم دوان در قفای کس              آن می‌برد که ما به کمند وی اندریم 
سعدی تو کیستی که در این حلقه کمند        چندان فتاده‌اند که ما صید لاغریم
 

این ادبیات غنی کشورمون  از مسایلی بوده که همیشه بهش افتخار میکنم...


نوشته شده توسط مریم و مهدی در شنبه 9 تیر 1386 و ساعت 10:06 ق.ظ
از صدای سخن عشق ندیدم خوشتر... | عمومی ,

عشق تو بهار بودو آغازم کرد

آغاز ترانه بودو آوازم کرد

شوق تو دو بال روی دوشم رویاند

تا اوج ببردو عین پروازم کرد

همچنان که نگاه به نگاه و شعر به شعر پاسخ می گوید، سخن من هم انعکاس لطف توست.


نوشته شده توسط مریم و مهدی در شنبه 9 تیر 1386 و ساعت 10:06 ق.ظ
طبقه بندی علم | عمومی ,

دیروز با مریم راجع به زمینه کاری صحبت میکردیم و بحثی شد در زمینه تخصص کاری.

من در ایران که بودم این سوال برام همیشه بود که چه فرقی بین رشته زیست شناسی گرایش سلولی و مولکولی با گرایش میکروبیولوژی یا گرایش علوم گیاهی ... هست. یه فرقی که بود اختلاف سطح پذیرش در کنکور بود که من شخصا تفاوتی در این زمینه نمیدیدیم ولی خوب شرایط جامعه (بهتره بگیم عوام) باعث میشد بعضیها خیال کنن گرایش اونا بهتره. در حقیقت همه این رشته ها یه سری درسهای مشترک داشتن و یک سری درس اختصاصی. (تقریبا تا ۲.۵ سال هیچ فرقی بین دانشجوها وجود نداشت از لحاظ درسی). 

الان که از یه مقطع بالاتر به این قضیه نگاه میکنم میبینم که این تقسیم بندیها واقعا اشتباهه! هدف دوره لیسانس آمادگی دانشجو برای مراحل بعدی با آموزش مطالب پایه ای در هر رشته هست. دانشجو در دوره لیسانس وقت زیادی برای بالابردن معلومات تئوری دراه که در دوره های بعدی خیلی به دردش خواهد خورد. بعلاوه تقریبا به دانشجو این فرصت داده میشه که ببینه به کدوم زمینه ها علاقه بیشتری داره.

حالا اصل موضوع: با یه کم تجربه بیشتر باید بگم که علم الان به همه زمینه ها در کنار هم نیاز داره. کاری که الان من تحت عنوان ژنتیک مولکولی انجام میدم تلفیقی از خیلی زیست شناسی سلولی جانوری میکروبیولوژی ویروس شناسی بیوفیزیک بیوشیمی و ... هستش و تفکیکش کاملا غیر ممکن.

تنها چیزی که هست اینه که با داشتن آگاهی در مورد زمینه های دیگه یه محقق خوب میتونه توان مدیریتی خودشو برای آینده که خودش مسئول کارهاش هست رو بالا ببره. به عبارتی اگه کسی از ابتدا به یه موضوع بچسبه و به خودش اجازه تغییر نده (تعصب رشته ای اسمشو میذارم) ممکنه خیلی فرصتهای خوب رو که از تلفیق رشته خودش با بقیه رشته ها میتونست به دست بیاره رو راحت از دست بده.

در انتها: دانشجو تا زمانی که دانشجو هست این شانس رو داره که چیزهای مختلف رو تجربه کنه و این یعنی تا پایان دوره دکتری! بعدش دیگه زمان عمله و خوب کسی میتونه خوب عمل کنه که پایه خوبی داشته باشه.


نوشته شده توسط مریم و مهدی در شنبه 9 تیر 1386 و ساعت 10:06 ق.ظ
آهنگ زمینه وبلاگ | عمومی ,

خوب!

اینم از آهنگ زمینه وبلاگ که در حقیقت هدیه تولد امسال من و یکی از با ارزش ترین هدیه هایی که من گرفتم هستش.

من که از گوش دادنش خسته نمیشم ولی کنترلش زیر بخش آمار در سمت راست هست (just in case )

و  تقدیمش میکنم به کسی که برای من به قشنگترین شکل ممکن نواختتش...

به گل مریمم...


نوشته شده توسط مریم و مهدی در شنبه 9 تیر 1386 و ساعت 10:06 ق.ظ
.... هنر انسان کامل بودن | عمومی ,

آنان که آرزومند پرورش خود باشند، ابتدا به پالایش ذهن خویش می پردازند، آنان که پالایش ذهن خود را خواهان باشند، در نخستین قدم، اراده خویش را استحکام می بخشند و آنان که عزم به دست آوردن استحکام  اراده را داشته باشند، در آغاز دانش خویش را گسترش می دهند. گسترش دانش منوط به کندوکاو و تکاپو در همه پدیده ها و صنایع است. زمانی که همه چیز را با دید تحقیق و جستجو بنگریم، دانشمان بسط می یابد، با گستردگی دانش، استحکام  اراده میسر می گردد، با استحکام  اراده ذهن تصفیه می شود و زمانی که ذهن تصفیه شد،« خود» پرورش می یابد.

( از کتاب : این من کیست ؟ اثر لِِئو بوسکالیا) 


نوشته شده توسط مریم و مهدی در شنبه 9 تیر 1386 و ساعت 10:06 ق.ظ
..... پردیس را بیارای و داخل شو | عمومی ,

درست است که اعمال ما، ما را می سورانند؛ ولی تابندگی ما از همین است و اگر روح ما ارزش چیزی را داشته، دلیل بر آنست که سخت تر سوخته است.... در پس هر در بسته ای، خدا ایستاده است. تنها خداست که نمی توان به انتظارش ماند. در  انتظارخدا به سر بردن یعنی در نیافتن این که خدا در توست..... به غروب چنان بنگر که بایستی روز در آن می مرد و به روز  چنان که هر چیز در آن میزاد. فرزانه آن کس است که از هر چیزی  به شگفتی افتد و « اهمیت » در نگاه او باشد، نه در چیزی که به آن می نگرد.... قلم مو و رنگ دردست توست؛ پردیس را بیارای و داخل شو

پا نوشت

...ممنونم که با حضور ت بهشت منو آراسته کردی 


نوشته شده توسط مریم و مهدی در شنبه 9 تیر 1386 و ساعت 10:06 ق.ظ
... یک مطلب راجع به زمان | عمومی ,

... یک مفتول آهن را در نظر بگیرید. اگر این مفتول را به نعل اسب تبدیل کنیم تعداد نعل های بدست آمده به چند عدد می رسد. اگر همین مفتول را به یک  کارگاه سوزن سازی بدهیم تعداد سوزن های بدست آمده به مراتب بیشتر خواهد بود . حال اگر این مفتول را به یک کارخانه ساعت سازی در سو ﺋیس بدهیم فنر های ساعتی از آن ساخته می شود که ارزش آن قابل مقایسه با سوزن ها و یا نعل های ساخته شده نیست... وقت هم بی شباهت به آن مفتول نیست که در ازاء چگونه استفاده کردن از زمان می توان از مزایای آن بهره مند شد.


نوشته شده توسط مریم و مهدی در شنبه 9 تیر 1386 و ساعت 10:06 ق.ظ
نوشته های پیشین
+ داستان عشق+ ...تقدیم به سلطان قلبم+ ... یک مطلب راجع به زمان + ..... پردیس را بیارای و داخل شو+ .... هنر انسان کامل بودن+ آهنگ زمینه وبلاگ+ طبقه بندی علم+ از صدای سخن عشق ندیدم خوشتر...+ ما را سریست با تو ...+ حرف بزن+ سلام

صفحات: 1 2